مير تقي الدين كاشاني

72

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

تا دلبر رنگرز به صد ناز و فسون * پيچيد درون شال رنگ گلگون از حسرت آن ، چنان به خود پيچيدم * كز هر بن مو ، خون دلم جست برون [ 4 . ] خواجه امين الدين محمّد از اكابرزاده‌هاى كاشان است ، آباء و اجداد وى از اهل منصب بوده‌اند و پدرش خواجه شهاب الدين على شيعى به منصب وزارت و كلانترى ، سالهاى دراز سرافراز بود و الحال برادرش ، اعنى مؤيّد حضرت بارى ، خواجه معين الدين احمد شهريارى - مدّ اللّه تعالى ظلال شفقته الى يوم القيام - به همان منصب ، اوقات مىگذراند و آن حضرت در ميان كلانتران زمان خود به صفت فراست و ذكاء و فرط كياست و دها موصوف است و در زمرهء وزراء و مدبران دوران به اصابت رأى رزين و فكر دوربين معروف ، چنانچه قريب به سى سال است كه به منصب كلانترى دار المؤمنين كاشان و ديگر مواضع اشتغال دارد و هرگز خيال ستم و آزار ، كه از لوازم مناصب است ، پيرامن خاطر نمىآرد بلكه همواره ذكر مناقب خيرخواهى و صلاح انديشى ساكنين و واردين دار المؤمنين مذكور ، طراز كسوت سيرت خود مىسازد و همواره به اصلاح احوال زمرهء خواصّ و عوامّ متوطّنين اينجا ، مآثر نيك نفسان سابق به ظهور مىرساند و الحق در اين جزو زمان كه هيچ كس از سر يك دينار نمىگذرد ، مكرّر به واسطهء كم‌طمعى و كوتاه‌دستى از سر فايدهء كثير درگذشت و از غايت سلامت نفس و پاكيزگى اطوار و ملاحظهء ديندارى ، هرگز به محنت مؤاخذه و مصادره كه اكثر اهل مناصب بدان گرفتارند مبتلا نگشت ، انشا اللّه تعالى كه ظلال ابد اتّصال شفقت و عطوفتش از تحويل انتقال مصون و محفوظ ماند ، بحقّ محمد و آله الا امجد . رباعيّه اى نظم امور دين و دولت از تو * وى جبر كسور ملك و ملّت از تو شد پست بناى ظلم و ديوار ستم * تا گشت بلند كاخ دولت از تو امّا خواجه‌زادهء مشار اليه جوانى است در غايت پاكيزگى و اهليّت و نهايت تواضع و ملايمت ، طبعش لطيف و خلقش وسيع است و در شيوهء طالب علمى ، راست سليقه و درست